جلال جلالى زاده
116
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
6 - بيع استجرار : تحويل كالاى ضرورى از فروشنده به تدريج و پرداخت قيمت آن در زمان آينده . 7 - بيع سلم : پيشفروش ، فروش كالايى كه قيمت آن در مجلس عقد پرداخت مىشود و با ويژگىهاى مشخص كه در ذمه فروشنده است در مدت معينى تحويل داده مىشود . 8 - بيع فضولى : فروختن متاع و ملك كسى بدون اجازه او . تصرف در مال غير را به هرعنوان كه باشد عقد فضولى يا تصرف فضولى گويند . 9 - بيع إستصناع : فروش كالايى كه با اوصاف مخصوص توسط خريدار پيشنهاد شده و بر ذمه فروشنده و سازنده است كه آن را تحويل دهد . 10 - بيع محاقله : بيع گندم در خوشه در مقابل گندم دروشده كه پيمانه آنها بطور تخمينى يكى باشد . 11 - بيع أمانت : كه بر سه قسم است : بيع توليه ، مرابحه ، وضيعه ( محاططه ) . بيع توليه : فروشنده قيمت تمام شده كالا را به خريدار بگويد و با همان قيمت به او بفروشد . بيع مرابحه : فروشنده قيمت تمام شده كالا را به خريدار خبر دهد و مبلغى به عنوان سود از او بگيرد . بيع وضيعه : فروشنده قيمت تمام شده كالا را به خريدار بگويد و ارزانتر از قيمت خريده شده به خريدار بفروشد . 12 - بيعتان فى بيعة : بيعى را معلق بر بيع ديگر نمايد . 13 - بيع كالى به كالى : ثمن و مثمن هردو مؤجل يعنى مدتدار باشند . بيع دين به دين . 14 - بيع عينه : بيعى است كه شخص كالايى را با قيمت مشخص به نسيه بفروشد . و قبل از دريافت مبلغ آن را به قيمتى كمتر به صورت نقدى از او بخرد . 15 - بيع تورق : شخصى از ديگرى وامى را درخواست مىكند و قرض دهنده . مىگويد : پول ندارم اما اين مال را به تو مىفروشم كه گرانتر از